پنجشنبه ۳م مرداد ۱۳۸۷
ديروز در همايش «چالشها و راهبردهاي زيستمحيطي كلانشهر تهران»، بسياري از سخنرانان – به درستي - بر فشار بيش از توان ظرفيت زيستمحيطي پايتخت ايران تأكيد كرده و شرايط امروز تهران را فوقالعاده بحراني خواندند. در حقيقت، رد پاي بومشناختي تهران، بسيار بيشتر از آنچه كه ظاهراً – از منظر سرزميني و فيزيكي - اشغال كرده است، گسترده شده و از كارايي سرزمينهاي مجاور با شتابي دمادم افزاينده ميكاهد. اُفت سطح آبهاي زيرزميني در حاشيهي جنوبي شهر (دشت ورامين) تا ميزان دو متر در سال يكي از شناسههاي اين دستدرازي آزمندانهي تهران است؛ شهري كه براي حياتش مجبور شده تا منابع آبي حوضهي آبخيز طالقان در يكصد و پنجاه كيلومتري باخترياش را نيز ببلعد.

و امّا يكي ديگر از شناسههاي بارز اين مدعا را ميشود در اين پوستر آشكارا ديد. پوستري كه توسط شركت كنترل كيفيت هواي تهران توليد شده و بر بنياد آن مشخص است كه تهران فقط توانايي پذيرش ۹۰۰ هزار خودرو را دارد، در حالي كه هماكنون بيش از ۳ ميليون خودرو در اين كلان شهر خاورميانه در تردد هستند.
گفتني آنكه وقتي از ظرفيت زيست محيطي يك منطقه ياد ميشود، يعني: «حداكثر آلودگي كه توسط منابع انتشار ميتواند توليد شود، بدون آنكه ميزان غلظت آلايندهها از حدود استاندارد فراتر رود.»
به راستي براي تهران چه بايد كرد؟ آيا ميشود بر اقدام آن گروه از مديراني كه كوشيدند از جابجايي پايتخت كشور در طول دهههاي گذشته ممانعت كنند، همچنان صحه نهاد و دفاع كرد؟!
اميدوارم كه وعده معصومه ابتكار تحقق يافته و به زودي گزارش وضعيت زيستمحيطي شهر تهران انتشار يابد تا همگان دريابند كه در چه جهنمي روزگار ميگذرانند. بلكه آقايان و خانمهاي مسئول اندكي از شعارهايشان براي آباداني جهان دست برداشته و نخست بكوشند تا شهرشان را آباد كنند.
منتشر شده در دسته محيط زيست, اخبار و رويدادها, سفرنامهها و همايشها, مديريت شهري, جمعيت, آلودگي | بدون دیدگاه
پنجشنبه ۳م مرداد ۱۳۸۷

امروز – ۳ مرداد - در روزنامه دنياي اقتصاد، يك گزارش مشروح در پيگيري ماجراي حملهي پروانه سفيد درختان منتشر شده كه در آن به برخي تمهيدات بخش پژوهش براي مبارزه جدي با اين آفت خطرناك و بيگانه، امّا زيبا اشاره شده است، اسدالله افلاكي نيز ديروز به نگارنده گفت كه همچنان پيگيري موضوع و انتشار خبر در اين حوزه در دستور كار همشهري قرار دارد. خبرگزاري ايسنا و روزنامه مردمسالاري نيز اين خبر را پوشش دادهاند و افزون بر آن، در آخرين شماره هفته نامه پرشمارگان و محبوب شهروند امروز – ۲۹ تير ۸۷- نيز ماجراي غمانگيز و حيرتآور ماسال بازتاب يافته بود. حتا اين هفتهنامه درصدد است تا پرونده ماجرا را براي شمارههاي آينده خود همچنان باز نگه دارد و احتمالاً به صورتي مشروحتر، تمامي ابعاد آن را مورد مداقه قرار دهد.

اميد كه تمامي اين حركتها به تسهيل اقدامات اجرايي و مؤثر مبارزه با اين آفت خطرناك منجر شده و به ويژه سرانجام مسئولين امر با اختصاص بودجه ۳۵۰ ميليون توماني براي ريشهكني كامل آن موافقت كنند. بودجهاي كه حتا ارزش آن به ارزش يك هكتار از جنگلهاي كمنظير ماسال هم نميرسد و با اين وجود، خوشبينانهترين گزارشها دلالت بر آن دارد كه دستكم ۸۰ هزار هكتار از رويشگاههاي جنگلي – فقط در استان گيلان - دستخوش اين تجاوز شده و توان رويشياش مختل شده است.
به سهم خود از همهي مديران و خبرنگاران رسانههايي كه اين خبر را پوشش داده و تا رسيدن به هدف پيگيري ميكنند، قدردانم.
اطلاعات بيشتر در باره پروانه سفيد - دكتر احمد عطامهر
منتشر شده در دسته محيط زيست, كشاورزي, آفت | بدون دیدگاه
چهارشنبه ۲م مرداد ۱۳۸۷



امروز، بسياري از نام آشنايان حوزهي محيط زيست را ميتوانستي در تالار اصلي فرهنگسراي نياوران بيابي. از دكتر محمّد مهدوي، هيدرولوژيست نامي تا دكتر اسماعيل كهرم، پرندهشناس دلسوز و از ماني ميرصادقي، فيلمساز عاشق طبيعت تا فاطمه ظفرنژاد، مترجم كتاب ارزشمند رودهاي خاموش و دكتر جمال قدوسي، آبخيزدار پرسابقهي كشور. امروز افزون بر ۲۰۰ نفر به دعوت محمّد تقي امانپور، رييس مركز مطالعات و برنامهريزي شهر تهران گردهم آمده بودند تا در نخستين همايش تخصصي «چالشها و راهبردهاي زيستمحيطي كلان شهر تهران» به همانديشي و همافزايي در قالب چهار كارگروه تخصصي «آب، خاك و پسماند»، «ارزيابي زيستمحيطي»، «فضاي سبز» و «آلودگي هوا و تغيير اقليم» بپردازند.


امّا پيش از همهي اينها بايد به هشدارهاي جدي معصومه ابتكار در مقام رييس كميتهي محيط زيست شوراي شهر تهران اشاره كنم كه گفت: ردپاي اكولوژيك شهر تهران از حد گذشته و به آستانهاي بحراني رسيده است. وي در حالي كه با صفت «مرحوم» از شوراي عالي محيط زيست نام ميبرد، تأكيد كرد: شاخص هوشمندي يك ملّت آن است كه از خطاهاي ديگران تجربه اندوخته و آنها را تكرار نكند، در صورتي كه متأسفانه ظاهراً در ايران بايد همهي خطاها را خود انجام داده و عقوبتش را چشيد تا عبرت گيريم. وي گفت: شهرهاي كشور بايد گزارش وضعيت محيط زيست ارايه دهند. همچنين در پايان سخنانش، به شدت به حذف مصوبهي ممنوعيت بارگذاري توسعهي صنعتي تا شعاغ ۱۲۰ كيلومتري شهر تهران توسط دولت تاخت و اجراي دوبارهي آن را فاجعهآفرين خواند. واقعيتي كه در كارگروه آلودگي هوا و تغييرات اقليمي نيز از سوي اغلب حاضران مورد تأكيد و تأييد قرار گرفت. آنچه كه در اين كارگروه مورد تأكيد قرار گرفت، ضرورت مديريت يكپارچهي شهري – و نه واحد – براي خروج از بحران آلودگي بود. افزون بر آن، تقويت سامانههاي اينترنتي و آموزش مردم و مسئولين از ديگر راهكارهاي مهار بحران آلودگي به شمار آمد.
خوشبختانه غلظت و شفافيت مباحث مطروحه كه توسط دكتر متصدي و دكتر عليجاني هدايت و جمعبندي ميشد، آنقدر راضيكننده بود كه همه بتوانند حرف دل خود را بيهيچ ملاحظهاي بزنند. از جمله نگارنده با تأكيد بر ديدگاههاي خطرناك جمعيتي رييسجمهور، نقش فرامين بالادستي را در بروز بحرانهاي زيستمحيطي بسيار پررنگ دانستم؛ هر چند كه نبايد از خاطر دور داشت كه صاحب مردمي هستيم كه مسألهي محيط زيست در سبد اولويتهاي راهبردي آنها جايي ندارد!

مؤخره:
در گفتگوي كوتاهي كه با سيّد محمّد مجابي، دبير همايش داشتم، ضمن تقدير از سختكوشيها و همت بلندش براي برپايي چنين نشستهايي در شهرداري تهران، يك نگراني را به او منتقل كردم: اينكه چرا بايد حضور آدمها تا اين حد بتواند ماهيت يك سازمان ريشهدار را دچار استحاله كند؟! در حقيقت، من به شما قول ميدهم كه اگر مجابي در وزارت ارشاد يا نفت هم انجام وظيفه ميكرد، دير يا زود شاهد برپايي چالشها و راهبردهاي زيستمحيطي صنعت سينما يا نفت هم بايد ميبوديم!
راستي چرا در اين ديار، تبعيت از برنامه بيشتر به يك شوخي شبيه شده است؟!
پيوست:
- يك خبر بسيار خوش نيز امروز شنيدم كه البته فعلاً نميتوانم آن را بازگو كنم! ولي ميتوانم پيشاپيش تبريك بگويم!!
منتشر شده در دسته محيط زيست, اخبار و رويدادها, سفرنامهها و همايشها, مديريت شهري | ۱ دیدگاه
چهارشنبه ۲م مرداد ۱۳۸۷
وقتي كه اين اسقف مشهور آلماني، در آخرين سال رياست جمهوري سيد محمّد خاتمي توانست سرانجام به بالاترين جايگاه ممكن در كاخ زيباي واتيكان دست يافته و عنوان رهبر كاتوليكهاي جهان را از آن خويش سازد، كمتر كسي ميتوانست پيشبيني كند كه در فاصلهاي كمتر از سه سال خواهد توانست به چنين محبوبيت و مقبوليتي دست يابد؛ آن هم نه فقط در بين همكيشان خود، كه در ميان اغلب ملل جهان.


امّا بنديكت شانزدهم با برخي هنجارشكنيها و به ويژه با ورود به مسايل محيط زيستي نشان داد كه نه تنها از جنس پيشينيان خود نيست، بلكه به خوبي با راز و رمز دوران معاصر آشنا بوده و ميداند كه تا چه اندازه دستدرازيهاي آزمندانهي نوع بشر ميتواند حيات را در همهي جنبههاي آن به نابودي كشاند.
در حقيقت، اين رهبر مذهبي، شايد بيشتر از بسياري از سياستمداران كشورهاي اروپايي از خطرات جهانگرمايي، تغيير اقليم، آلودگي هوا، كمبود آب شيرين، بيابانزايي، تزريق سموم كشاورزي به طبيعت و بحران به زير آب رفتن جزاير در اثر بالاآمدن آب اقيانوسها و آب شدن يخهاي قطبي سخن گفته و پيروان خويش را به پاسداري از طبيعت و كاهش مصرف فراخوانده است.
به همين دليل، بسياري از مردم جهان، به بنديكت شانزدهم، لقب «پاپ سبز» دادهاند؛ لقبي كه در افزايش محبوبيت وي بسيار مؤثر بوده است.
اين را ميشود در بازتابهاي آخرين سفرش به استراليا نيز دريافت.
گزارش همشهري را از اين رويداد ميتوانيد اينجا بخوانيد.

مؤخره:
ميماند يك آرزو! اينكه بشود در بين رهبران مذهبي خويش نيز، شخصيتي را به جهان معرفي كرد كه همانگونه سبزانديش و صلحطلب و طرفدار واقعي محيط زيست باشد؛ رهبري كه با اقتدار بتواند حتا تا طبقهي فوقاني عمارت آشناي ملل متحد در نيويورك ارتقاء يابد.
بسيار مايلم كه آن رهبر مذهبي، ايراني باشد و نامش: سيّد محمّد خاتمي.
منتشر شده در دسته اخبار و رويدادها, حقوق محيط زيست | بدون دیدگاه
چهارشنبه ۲م مرداد ۱۳۸۷
گمان برم اين يك ضربالمثل انگليسي باشد كه ميگويد: اگر ميخواهي دروغ قابل باورتر باشد، آن را در ابعادي بزرگتر و ناباورانهتر مطرح كن!
حالا حكايت، حكايت عزم گروهي از هموطنان قدرشوكت – حتماً شريف و دلسوز – است كه ميخواهند با گرفتن وام ميلياردي و پروانه حفر ۲۰۰ حلقه چاه عميق، بيش از ۲ ميليون هكتار از عرصههاي كويري و بياباني بزرگترين استان كشور – كرمان – را سبز كنند!


ميماند چند نكته:
۱- آيا ميدانيد مجموع عرصههاي جنگلكاري شده در مناطق خشك كشور در طول ۴ دههي گذشته به ۲ ميليون هكتار نميرسد؟!
۲- آيا ميدانيد استان كرمان هماكنون با تراز منفي آبخوان به ميزان حدود يك و شش دهم ميليارد مترمكعب روبروست؟ و آثار فرونشست زمين، كفشكني و خشكيدگي چاهها و كاريزها و شورشدن اراضي كشاورزي، بخصوص پرديسان پسته، هماكنون در جاي جاي اين استان به چشم ميآيد؟
۳- آيا ميدانيد اگر آبي هم وجود داشته باشد، با هر حلقه چاه، حداكثر ميتوان ۱۰۰ هكتار از اراضي جنگلكاري شده را آبياري كرد. يعني در مجموع، آن ۲۰۰ حلقه چاه فقط ميتوانند جوابگوي آبياري ۲۰ هزار هكتار باشند! ميشود براي ما بگوييد كه تكليف آن ۱۹۸۰۰۰۰ هكتار باقيمانده چه خواهد شد؟! نكند خداي ناكرده ميخواهيد به بهانهي جنگلكاري، زمين خواري كنيد؟!
۴- راستي چرا حتا يك كارشناس منابع طبيعي در استان پيدا نميشود تا با اين پروژه موافقت كند؟ و حيرتانگيزتر آن كه با اين وجود، همچنان اين پروژه در دستور كار قرار دارد؟!
۵- طرح حرم تا حرم را يادتان هست؟ قرار بود به واسطهي اين طرح، در نواري به عرض ۳۰ تا ۵۰ متر در دو طرف آزادراه قم – تهران درختكاري كنند. بيش از ۱۲ سال است كه دارند به اين درختها آب ميدهند … آنها خشك ميشوند … درختان را واكاري كرده، گونههاي جديدتر ميكارند … و سرانجام فقط كافي است نظري امروز به دو طرف اين آزادراه بياندازيد تادريابيد كه به رغم صرف آن همه هزينه و آب و وقت، چه دسته گل خجالتباري حاصل آمده است. وقتي در جنگلكاري ۱۰۰۰ هكتار اراضي اطراف آزادراه تهران قم درماندهايم و ئنميتوانيم به مقابله با قوانين طبيعي برخيزيم، چگونه مجوز ۲ ميليون هكتار جنگلكاري را ميخواهيم صادر كنيم؟!
۶- باور كنيد آنچه كه به طبيعت كرمان جذابيت ميدهد، همان كلوتهاي افسانهاي لوت، ناهمواريهاي مواج راور، نبكاهاي بلند شهداد و سكوت اهورايي گندم بريان و رود شور نهبندان است و بس. چرا اين زيباييها را باور نداريم؟ بيابان همان گونه كه هست، زيباست.



فرازناي كلام آنكه:
براي حكومت بر طبيعت بايد از قوانين آن پيروي كرد. يك كلام، ختم كلام!
منتشر شده در دسته بيابان و بيابانزايي, اخبار و رويدادها | ۱ دیدگاه
چهارشنبه ۲م مرداد ۱۳۸۷
روز گذشته دريافتم كه گويا يكي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، با توجه به سهم گسترده و قابل توجه عرصههاي كويري و بياباني كشور و استعدادهاي نهفته در آن، به رييس جمهور پيشنهاد داده تا نسبت به ساخت و راهاندازي دانشگاه كويرشناسي در آرادان – زادگاه رييس جمهور - دستور مساعد صادر فرمايند!
اميدوارم كه نيتها همه خير باشد … امّا برادر محترم پيشنهاد دهنده! آيا ميدانيد مركز همزيستي با كوير يا همان مركز تحقيقات كويري و بياباني دانشگاه تهران با بيش از ۴۰ سال پيشينه، هماكنون از كمبود شديد پول و نيروي انساني متخصص در حوزههاي گوناگون مرتبط با بيابان و بيابانزايي رنج ميبرد؟!

آيا ميدانيد بخش پژوهشي بيابان در مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، يعني اصليترين نهاد متولي پژوهش در اين حوزه با كمبودي بيسابقه از نظر بودجه تحقيقاتي مواجه است و افزون بر آن، تعداد اعضاي هيأت علمي اين بخش به انگشتان دو دست هم نميرسد؟! آن هم بخشي كه ظاهراً بايد مشكلات ۸۹ درصد خاك كشور را حل كند.
بياييم با خود صادق باشيم … بس است ديگر دوران شعار و تظاهر و خودشيريني … بياييم به آباداني و اقتدار واقعي ايران بيانديشيم و بكوشيم – اگر راست ميگوييم – تعهدات خود را در پيمان ملّي مقابله با بيابانزايي به انجام رسانده و در كاهش نرخ بيابانزايي قدمي مؤثر برداريم.
منتشر شده در دسته بيابان و بيابانزايي, پژوهش | ۳ دیدگاه
چهارشنبه ۲م مرداد ۱۳۸۷

سام خسروي فرد در آتش نوشت مجازياش، مخاطب خويش را به قشم ميبرد، به روستاي كنار سياه … جايي كه در آن پيرمردي طبيعتدوست به نام عبدالله زندگي ميكند؛ پيرمردي كه عاشقانه از مانگروهاي قشم حراست و حفاظت كرده و اين درختان ارزشمند را چون نزديكترين كسان خود دوست ميدارد. باور اين پيرمرد ۹۰ ساله اين است: « هر جا كه درختان حرا باشد، ماهيان نيز حضور بيشتري خواهند داشت، آب پاكتر ميشود و بركت در آن منطقه بيش از ساير مناطق خواهد بود.» واقعيتي كه همكاران پژوهشگرم در بخش تحقيقات جنگل مؤسسه بر آن مهر تأييد ميزنند.
داستان عبدالله را و زنهار آتش نوشت را بخوانيد و از خود بپرسيد: چرا عبدالله را كسي نميشناسد و در ترويج و تكثير آن كوششي صورت نميگيرد؟

امروز دكتر بسكي به شيوهاي شورآفرين در همايش «چالشها و راهبردهاي زيستمحيطي كلان شهر تهران» سخن ميگفت و از طبيعت رنجور وطن دفاع ميكرد … همه او را ميشناسند و سزاوارانه حرمتش را پاس ميدارند … امّا …
منتشر شده در دسته محيط زيست, نكوداشت همكاران, از ديگران | ۲ دیدگاه
چهارشنبه ۲م مرداد ۱۳۸۷

امير پريزاد در سرزمين جاويدش، سخنراني تأملبرانگيز دكتر هرميداس باوند را در همايش روز ملّي دماوند، پوشش داده و منتشر ساخته است.
باوند در اين سخنراني به نكات ارزشمندي اشاره ميكند، از جمله آن كه نبايد بپنداريم: ميراث فرهنگي هر ملّت، فقط تعلق به آن ملّت دارد؛ ميراثهاي فرهنگي، ذخاير مشترك همهي انسانهاي همهي كشورها در همهي اعصار و تاريخ كهن تمدن بشري تا امروز و فرداهاست …
باوند در جايي با اشاره به تجربهي سد آسوان، بر نكتهاي زنهاردهنده پاي ميفشارد؛ نكتهاي كه ما در اينجا و در تجربياتي مشابه – سيوند - آن را ناديده انگاشتهايم يا خود را به ناديدن زده و ميزنيم.
با سپاس از پريزاد عزيز، دعوت ميكنم تا مشروح اين سخنراني پرنكته را در سرزمين جاويد بخوانيد.
منتشر شده در دسته تاريخ و فرهنگ, اخبار و رويدادها | ۱ دیدگاه
سه شنبه ۱م مرداد ۱۳۸۷
ديروز همه آمده بودند … از «آونگ خاطرههاي ما» تا «دور روزگاران» … و از «سرباز زمين» تا «گرگ خاكستري» … حتا او كه همچنان ايستاده زير باران و هم او كه روزگاري آموزگار كلاس چهارم ابتدايي فرهاد ورهرام بوده است (رسول ابيضي) هم آمده بود … سعيد نبي با مستندات محيط زيستياش، همايون امامي با كولهباري از تجربهاش در حوزهي سينماي مستند، حسن نقاشي با نگاه منحصر به فردش در مستندهاي علمي فرهنگي، دكتر محمّدرضا نوروزي با پاسخ كوبندهاش به آنان كه فيلم را زيره به كرمان بردن قلمداد كرده بودند! و البته دوستان و همكاران ديگري از سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور، دفتر جنگلكاري و پاركهاي جنگلي، دانشگاه بقيهالله، مؤسسه توسعه مطالعات علمي، گروه مهندسين مشاور آبتين، روزنامه اعتماد، دبستان نرگس، سرجنگلداري چالوس، اداره كل منابع طبيعي گيلان، سازمان زمينشناسي كشور (مهندس مهدي شعباني) و البته مرد نامي جنگل، مهندس نصرتي (رييس جامعه جنگلباني ايران)؛ مديري كه عاشقانه جنگل را دوست ميدارد، همه آمده بودند تا تالار مؤسسه بيش از پيش پرشود.



در بارهي خلوت جنگل، پيشتر هم در همين تارنما نوشتهام، بيآنكه فرهاد ورهرام را بشناسم. خلوت جنگل، در شمار مستندهاي ماندگار سينماي ايران است كه بينندهي خود را با اشتياق و – البته با حسرت – تا پايان قصهي تلخ ۴۰ دقيقهاياش ميكشاند (فيلمي كه از جاذبههاي بارز ديداري و افكتهاي تأثيرگذار شنيداري بسيار بهره برده بود). با اين وجود و به رغم تلخي حاكم بر فضاي فيلم، اين اثر هنرمندانه پر است از قاب عكسهاي بسيار زيبا و ناهمتا از چشماندازهاي چهارفصل هيركاني در بهار، تابستان، پاييز و زمستان. فيلمي كه به بهانهي طرح صيانت از جنگلهاي شمال، به معضل خروج دام روستاييان جنگلنشين ميپردازد و به زبان بيزباني هشدار ميدهد: آثار تخريبي فعاليت اين روستاييان محروم بر جنگل، به مراتب كمتر از اغلب طرحهاي به اصطلاح بهرهبرداري از جنگل است. موضوعي كه به خصوص براي همكاران چالوسي ما در سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور بسيار گران آمده و به انتقاد از اين موضع فيلم پرداختند.



در مجموع اما ميشود اين همايش را يكي از پربارترين و متنوعترين همانديشيهاي سالهاي اخير مؤسسه دانست؛ نشستي كه بيش از سه ساعت در پيرامون يك فيلم ۴۰ دقيقهاي بحث و بررسي آفريد و تقريباً هر كسي كه مايل به ابراز عقيده بود، اين مجال برايش فراهم شد تا سخن بگويد.
در اين ميان، منظري كه مينو صابري از آن به فيلم نگريسته بود، برايم جالب بود، او حتا پيكر نحيف گاوهاي دامداران جنگلنشين را نيز از نظر دورنداشته و آشكارا وجود اين ظرايف را مورد تمجيد قرار داده و به تحسين فيلم و كارگردان آن پرداخت.


افزون بر آن، حمايت مهندس نصرتي از محتواي فيلم برايم ارزشمند بود. ايشان با صداقت و عدالت در بارهي زبان انتقادي اين اثر سخن گفته و آن را تبلوري از واقعيت بيروني و نگاه مردم به عملكرد جنگلباني دانستند.
در حقيقت، اگر سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور ميتوانست به توليد آثار فرهنگي، حرفهاي و خوشساخت عنايت بيشتري كرده و در اين حوزه سرمايهگذاري بايسته ميكرد، شايد امروز چنين فاصلهي ژرفي را بين خود، هنرمند و مردم نميديد. در عين حال، نبايد از حق گذشت كه مهندس هاديزاده از سرجنگلباني چالوس، دفاع جانانهاي از همرزمان خود در اداره متبوعش داشت و كوشيد تا موازنه را برقرار سازد.



مؤخره:
- ملاقات با سيامك معطري كه از راهي بسيار دور (ايالت بوستون آمريكا) خود را به باغ گياهشناسي ملّي ايران رسانده بود، برايم سخت مغتنم بود.
- در گفتگوي كوتاهي كه با معاون پژوهشي مؤسسه و در حضور فرهاد ورهرام داشتم، پيشنهاد ساخت فيلمي به انگيزهي تبيين امكانات ايران در حوزهي انرژي خورشيدي و با مشاركت سانا داده شد كه با استقبال هر دو طرف روبرو گرديد.


- در پايان مراسم به همراه محمدرضا نوروزي و فرهاد ورهرام در منطقهي خزري باغ گياهشناسي قدم زده و مروري بر خاطرات دور و نزديك ورهرام داشتيم. از جمله اينكه ايشان به همراه استاد محمّدرضا شجريان، هر دو كار خويش را در سالهاي آغازين دههي ۵۰ شمسي در روابط عمومي سازمان جنگلهاي آن زمان آغاز كرده بودند!
- بانو صابري، به رغم بيماري و درد پا، تك و تنها خود را به تالار مؤسسه رساند و حضوري مؤثر داشت؛ حضوري كه حرمتش در نزد نگارنده هرگز خاك نخواهد خورد.
در همين باره:
- نگاه محمّد خسروشاهي به خلوت جنگل.
- روايت عليرضا آيينهچيان از خلوت جنگل.
منتشر شده در دسته اخبار و رويدادها, نقد فيلم | ۲ دیدگاه
سه شنبه ۱م مرداد ۱۳۸۷
موضوعي كه اغلب علماندوزان، پژوهشگران و دانشجويان در حوزههاي گوناگون دانش، از جمله در حوزه محيط زيست و منابع طبيعي از آن رنج برده و استرسهاي شغلي را دامن ميزند؛ مواجهه روزانه با حجم عظيمي از اطلاعات طبقهبندي نشده و نامنسجم است.
این اطلاعات كه به اشكال گوناگون در اختيار كاربر و فراگير قرار ميگيرد و بيشتر از آن كه اين دانستگي، مشكلي از او بگشايد و بدينترتيب به پايداري سرزمين مادري كمك كرده و شاخصهاي كيفيت زندگي زيستمندان ارزشمند اين بوم و بر مقدس را ارتقا دهد، او را بيش از پيش با اين پيام گمراهكننده همراه ميسازد كه: «ناتوان است و از ناداني رنج ميبرد!»
چنين است كه در اين مجال از منظري ديگر، به بحراني اشاره ميشود كه يكي از ويژگيهاي منحصر به فرد هزاره سوّم و زيستن در جهان ديجيتال به شمار ميآيد؛ بحراني به نام «زبالههاي اطلاعاتي»!
حجم اطلاعات دريافتي هر روز و با شتابي بيمانند در حال افزايش است؛ به نحوي كه ديگر نميتوان از گرفتن اطلاعات در همه جا و هر موقعيتي بهعنوان يك موهبت و امتياز ياد كرد! معضلي كه بسياري از فراگيران در نهادهاي علمي، پژوهشي و آموزشي كشور و نيز اغلب كاربران اينترنت نيز با آن دست به گريبان هستند؛ اما چرا؟!
حقيقتي كه آشكار مينمايد و همواره از آن بهعنوان يكي از عوامل كاهنده درجه موفقيت سياستها و برنامههاي اتخاذ شده در مسير دستيابي به توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي پايدار ياد شده است، نبودن نظامي منسجم براي دست يافتن به آخرين اطلاعات فني و علمي در مقياسي ملّی است؛ نقصاني كه نه تنها از كارايي پژوهشها ميكاهد، كه هدررفت سرمايه و کارِ نيروي انساني را نيز در پي خواهد داشت.
امّا نكته مهمتری كه اغلب مورد غفلت قرار میگيرد، تأكيد بر اين حقيقت است كه بهرهگيري از نوينترين و كاراترين سامانههاي پخش اطلاعات زماني كارساز و مؤثر خواهد بود كه اولاً بين کاردانی واقعی و عرضه سيلآسای اطلاعات علمی و فنی پراکنده، تفاوت قائل شده باشيم و ثانياً اين سامانه از تغذيه مطلوبي نيز برخوردار باشد؛ به سخني ديگر، به موازات آنكه با بهبود سامانه اطلاعرساني و بهرهگيری از جديدترين نرمافزارها و فناوريهای روز، امکان دستيابی ساده، ارزان و سريع به اطلاعات را فراهم میسازيم، ميبايست در انديشه ارزيابي، پايش و بهبود نظام پژوهشي و توليد اطلاعات هم باشيم، چرا که بهبود کيفيت در فرايند انتقال اطلاعات زمانی کارساز و ثمربخش خواهد بود که ابتدا ديگر بسترهای لازم برای توليد اطلاعات را تدارک ديده باشيم.
بنابراين بهنظر ميرسد جهان كنوني بيشتر از آنکه هنوز در عطشِ گرفتن اطلاعات باشد، در پي انديشيدن به تمهيدات و سازوكارهايي است كه يكباره در برابر هجوم اطلاعات رنگارنگ و حجيم غرق نشود. مطابق برآورد شركتاي بيام، درست است كه حجم دادههاي جهان در كمتر از ۱۸ ماه دو برابر ميشود، ولي از اين حجم عظيم، تنها ۱۵ درصد سازمانيافته بوده و ميتواند مورد استفاده قرار گيرد. در همين راستا، سازمان همكاري و توسعه اقتصادي (OECD) هم معتقد است: اطلاعات و دانايي بسيار فراوان شده، امّا آنچه كمياب مينمايد، ظرفيت استفاده از آنها به صورتي معنيدار است.
در عصري كه معروف به عصر انفجار اطلاعات و جهان شبكهاي است، تنها كشورهايي ميتوانند از اين اطلاعات بهرهبرداري كنند كه پيشتر از توان علمي و اقتصادي بالايي برخوردار شدهاند. بهعنوان مثال در مورد استفاده از خدمات اينترنتي – تا سالهاي آغازين هزاره سوّم - آمريكا با ۵/۵۱ درصد بهرهگيري در صدر قرار دارد، اتحاديه اروپا با ۲۳ درصد، كانادا ۱/۶ درصد و ژاپن ۲/۵ درصد، پس از آن قرار دارند و ميزان بهرهگيری بقيه کشورهای جهان با نزديک به ۸۰ درصدِ نفوس انسانی، تنها ۲/۱۴درصد است. برپايه چنين دريافتي است كه جايگاه و ارزش واقعي فناوري اطلاعات و ارتباطات در كشورهاي مختلف، متفاوت شده است.
درواقع، اين تسهيلات هنگامي به كاهش محدوديتهاي فيزيكي و هزينههاي گردآوري و انتشار دانايي كمك ميكند كه ابتدا ظرفيت استفاده از اطلاعات به صورتي سازمانيافته در جامعه يا سازمان مورد نظر تعريف شده باشد.
خوشبختانه در ايران نيز، اخيراً تحركاتي را ميتوان مشاهده كرد كه از آن جمله بايد به برگزاري همانديشيهايي با عنوان «فرهنگ و فناوری اطلاعات» اشاره كرد كه در آن سرآمدگان و نخبگان اطلاعاتي كشور به تبادل نظر و همافزايي پيرامون وضعيت توليد و انتشار اطلاعات در ايران پرداخته و ناسازهها را به چالش ميكشند.
به قول فرشاد مؤمنی: «ما در مديريت اطلاعات و توليد اطلاعات بسيار ضعيف هستيم و در مبادله اين اطلاعات نيز مشکل داريم، اصلاً نميدانيم چه اطلاعاتي براي چه سازماني مفيد است، در واقع ما با انبوه اطلاعات بيهوده مواجه هستيم که ابداً به کار نميآيند و فقط فضاي اطلاعاتي را پر ميکنند.»
به ديگر سخن، چارهاي نداريم جز آنكه سامانه تشخيص و دفع زباله را در حوزه اطلاعرساني نيز فعال كرده و آن را به مرز هوشمندي و هدفمندي قابل قبول نزديكسازيم. بديهي است اين اطلاعات در حوزه محيط زيست، نقش تعيين كنندهاي در پيشبرد برنامه دارد.
بنیاد آینده نگری ایران
منتشر شده در دسته پژوهش, برنامهريزي | ۱ دیدگاه